پیوند ها
20 صفحه فایل ترجمه ورد - فارسی + لاتین
تئوریهای هم دوره نژاد و قومی
در پاسخ به دنیای جدید که تا پایان قرن 20 با تحول روبرو بوده است، چندین مسئله بین دانشمندان در رابطه با نژاد و روابط قومی مطرح شد. برخی از موضوعات محوری به شکل گیری هویت قومی و مبدأ و دینامیک گروه قوم مربوط بوده است. دیدگاههای مختلفی وجود دارد که بحث در مورد قوم را در میان جامعه شناسان و انسان شناسان حاضر به خود اختصاص میدهد. گرچه یکی از تکنیکهای اساسی بین تئوری ابزاری و ضرورت گرایی مطرح شده است. راهکار ضرورت گرایی گروه قومی را با توجه به فرهنگ و تاریخچه مجزا تعریف میکند. محتوای فرهنگ که به تاریخ شکل گیری بین گروههای قومی تمایز ایجاد میکند. ضرورت گرایی دیدگاهها استاتیک و طبیعی از قوم ارائه کرده و آن را در بیولوژی اجتماعی مورد بررسی قرار میدهد. تغییرات انعطاف پذیری بین آنها بر اساس راهکار بیولوژی که وجود داشته که بر ارتباطات تاریخی تأکید دارد. قوم به صورت رخدادی تعریف میشود که دارای ریشههای فرهنگی است و بر اساس محبت از موقع تولد شکل میگیرد. خواه تئوری به بیولوژی و یا تاریخ تأکید داشته باشد، تمایل به این در وجود دارد که قوم به صورت رخداد پایدار مشاهده شود. ابزا گرایی به ماهیت ساختار اجتماعی قوم و توانایی افراد برای ترکیب با میراثهای قومی متمرکز است. در این راهکار قوم به صورت منبع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای تمایلات مختلف تلقی میشود. با توجه به دیدگاه Weber در مورد افشاء اجتماعی و یا میل گروه برای ایجاد انحصار، یک دیدگاه جدید در مورد شکل گیری گروه پدید میآورد. Barth، انسان شناس اجتماعی نروژی در مورد گروههای متولی و مرزهایی که باعث اختلاف آنها میشود نکاتی را مطرح کرده است. او معتقد است که مرزهای قومی فرآیندهای اجتماعی عدم شمول و یا مشارکت را مطرح میکند ـ مرزها به عدم وجود تماس با خارجیها وابسته نیست بلکه با وجود جریان فردی، وجود دارد. او در تحلیل خود به درک و تصمیم گیری مسئولین اجتماعی تأکید کرده و از دید او قوم به صورت موضعی در قالب معاملات اجتماعی تعریف میشود که در مرزها رخ میدهد. معاملات دو نوع است. فرآیندهای تعریف داخلی و خارجی. در مورد اول، عاملان به اعضای گروه علامت میدهند. در مورد دوم شخص و یا گروه دیگران را تعریف میکنند. فرآیند شکل گیری هویت، درونی و خارجی است و در سطوح مختلفی شکل میگیرد. انسان شناسی اجتماعی Barthian در راستای هویت قومی به اولین جانب موضع داخلی ـ خارجی تأکید دارد. به موجب فرآیند تعریف داخلی گروه با محصور کردن جامعه میتوان آن را مشخص کرد.